تعریف جامعه شناسی آموزش وپرورش

جامعه شناسی، به زبان ساده ، مطالعة پدیده های اجتماعی است . پرسشهایی که جامعه شناسی طرح می کند ، فرضیه هایی که ارائه می دهد ف داده هایی که جمع آوری می کند ، نتیجه گیر یهایی که به عمل می آورد و نظرهایی که پیشنهاد می کند ، به کنش و واکنشها و تأثیرات متقابل انسان و جامعه مربوط می شوند.

باید قبول کرد جامعه شناسی ، رشته ای مفید وجامع برای مطالعة آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی بوده نقطة شروع مناسبی برای توصیف پدیده های اجتماعی مؤثر برآموزش و پرورش محسوب می شود.

درخلاصه این کتاب سعی شده مطالب نسبتاً ضروری موردتوجه قرار گیرد . وترتیب مطالب بدین صورت است . پس از مقدمه ، رابطه جامع شناسی و اموزش وپرورش مورد بررسی قرار گرفته ‌، بعد تعریف جامعه شناسی آموزش و پرورش ، هدف جامعه شناسی آموزش وپرورش  مطرح گردیده ، به دنبال آن رویکردهای کارکردگرایی و تعامل گرایی در جامعه شناسی آموزش و پرورش مدنظر قرار گرفته است . سپس به مطالب زیر توجه شده است :

اصول جامعه شناسی آموزش و پرورش ، دلایل ضرورت آموزش جامعه شناسی آموزش و پرورش ، آموزش و پرورش در جامعة ابتدایی ، آموزش و پرورش در جوامع جدید ، کارکردهای آموزش و پرورش ( انتقال فرهنگ ، جامعه پذیری ، گزینس و تخصیص ، نظارت اجتماعی ، یگانگی اجتماعی ، نوآوری و تغییر ، ، کارکرد سرمایه گذاری و پرورش سیاسی ) ، آموزش و پرورش و قشربندی اجتماعی( تعریف قشربندی اجتماعی ، عوامل تعیین کننده طبقه اجتماعی ، آموزش و پرورش و تحرک اجتماعی ).

  ج

ادامه نوشته

خلاصه کتاب جامعه شناسی آموزش و پرورش تألیف دکتر علی علاقبند

بسم الله الرحمن الرحيم

به ياد عزيزاني كه همه ي وجودم بودند

شادي روحشان فاتحه مع الصلوات

جامعه‌شناسي آموزش و پرورش

مجموعه حاضر با کمک وهمکاری دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی و مرکز آموزش های آزاد و تخصصی دانشگاه علامه طباطبایی (رشته های مدیریت آموزشی، علوم تربیتی و مشاوره) تهیه و تنظیم شده است بدین وسیله از تمامی این عزیزان تقدیر و تشکر می گردد. محمد شریف متولی الموتی

«مقدمه»

آموزش و پرورش فراگردي زگهواره تا گور است و در هر جامعه‌اي يافت مي‌شود و اشكال گوناگوني دارد. از يادگيري بر اساس تجربه‌هاي زندگي تا آموزش و پرورش آموزشگاهي، از اجتماعات صنعتي تا غير صنعتي، از محيط‌‌هاي روستايي تا شهري، از گروه سني به گروه سني.

بنابراين آموزش و پرورش يك پديده‌ي اجتماعي است و مثل هر پديده‌ي اجتماعي، مورد مطالعه جامعه‌شناسي است.

ج اول 1355.

ادامه نوشته

جامعه شناسی آموزش وپرورش

سؤال های فصل اول( کلیات):

۱- اهميت وضرورت مطالعات جامعه شناختي درحوزه ي تعليم وتربیت رابنويسيد.

۲ - تعریف جامعه شناسی وجامعه شناسی آموزش وپرورش را بنویسید.

۳ - منظور از اینکه فهم درست تر وسنجیده تررفتار انسان مستلزم استفاده از رویکرد چند رشته ای است چیست .

۴ - نقش آموزش وپرورش در جامعه را درگذشته وحال را به اختصار مقايسه كنيد.

۵ - اصول جامعه شناسي آموزش وپرورش رابنویسد.

۶ - تحليل نهادي آموزش وپرورش را بنويسيد.

۷-  ورویکرد کارکرد گرایی ( توافقی) را توضیح دهید وبراساس آن  نقش وجایگاه تعلیم وتربیت را تحلیل کنید.

۸- تضادگرایی ( ستیز) را توضیح دهید وبراساس آن  نقش وجایگاه تعلیم وتربیت را تحلیل کنید.

 تعامل گرایی(برچسب و مبادله)  را توضیح دهید وبراساس آن  نقش وجایگاه تعلیم وتربیت را تحلیل کنید.

۹- در كدام ديدگاه (رويكرد) نظام آموزشي بخش لاينفكي از نظام اجتماعي تلقي مي شود؟

۱۰- كدام ديدگاه بر ماهيت اجبار وتغيير درجامعه  تاكيد مي ورزد ؟

۱۱- انتقادهای وارد بر هرکدام از دیدگاه های کارکرد گرایی ، تضادگرایی و تعامل گرایی را بنویسید.

۱۲- دركدام ديدگاه ، كنش هاي متقابل ما متضمن دادوستد است يعني كنش هاي متقابل، افراد وگروه ها رابه الزامات وتعهداتي مقيد مي سازد؟

۱۳- ناديده گرفتن آرمان ها،ارزش هاوانتظارات گروه هاي مختلف ومتضادجامعه، درارتباط باهدف هاوبرنامه هاي نظام آموزشي، ازجمله ي  انتقادها بركدام رويكرد مي باشد؟


ادامه نوشته

مدیریت خشم

باد خشم و باد شهوت باد آز        برد او را كه نبود اهل نماز

مقدّمه

هيجان ها از بزرگ ترين نعمت هاي1 الهي اند كه در انسان به وديعت نهاده شده، زندگي بدون آن ها، بي روح، تيره و ماشيني مي نمايد. و سلامت رواني و عقلاني انسان ها تا حد زيادي به سلامت هيجاني وابسته است. وضعيت هيجاني مي تواند قضاوت هاي فرد در مورد رفتارهاي خود و ديگران و نيز نحوه برخوردهاي اجتماعي وي را تحت تأثير قرار دهد. جلوه هاي هيجاني نقش هاي متفاوتي ايفا مي كنند; از جمله اينكه به عنوان وسيله اي براي برقراري ارتباط با ديگران به كار مي روند و فرد مي تواند از طريق آن ها اطلاعاتي را در مورد احساسات، نيازها و اميال خود به ديگران منتقل نمايد. از سوي ديگر نيز ما ياد مي گيريم چگونه پيام هاي هيجاني ديگران را بخوانيم، بازشناسي كنيم و طبق آن ها رفتاري مناسب انجام دهيم.2شواهد بسياري نشان مي دهند افرادي كه در زمينه احساسات و عواطف خود قوي و چيره دست هستند، يعني احساسات خود را به خوبي كنترل مي كنند و احساسات ديگران را درك كرده اند و با آن ها به خوبي كنار مي آيند، در هر زمينه زندگي، خواه روابط خصوصي و خانوادگي و خواه در مراودت هاي سياسي و اجتماعي از مزيّت خوبي برخوردارند.3 بنابراين، ايجاد و بازشناسي هيجان ها شيوه هاي مهمي براي تنظيم مبادلات اجتماعي و تعادل جسماني و رواني ما هستند.

     اداره هيجان ها ممكن نيست، مگر اينكه با هيجان هاي بنيادين مثل خشم، ترس، اضطراب، شادماني، تعجب، اندوه، انزجار و عشق آگاه باشيم و همچنين از دانش كافي درباره سطوح هيجان، مراحل، تظاهرات جسماني، عاطفي، شناختي و رفتاري آن ها، هيجان هاي مثبت و منفي و شدت و ضعف آن ها برخوردار باشيم. شناخت هيجان ها به ما قدرت تحليل و كنترل مي دهد و هر قدر اين شناخت (قدرت) بيشتر باشد به سوي مديريت و كنترل عواطف و بهبود روابط بين فردي جلوتر رفته ايم و در مجموع، گام بزرگي در موفقيت زندگي خود در ابعاد گوناگون برداشته ايم.4

     با توضيحات مزبور، روشن است كه كنترل هيجان ها و استفاده مثبت از آن ها با بحث «هوش هيجاني»5 رابطه اي تنگاتنگ دارد. چرا كه برخي از مهارت هاي تشكيل دهنده هوش هيجاني عبارتند از:

     «1. شناخت احساسات خود (خودآگاهي): توانايي اداره لحظه به لحظه احساسات;

     2. كنترل احساسات: اين مهارت بر پايه خودآگاهي و متناسب با موقعيت هاست;

     3. برانگيختن هيجاني: يعني صف آرايي احساسات در راه خدمت به هدفي خاص;

     4. شناخت احساسات ديگران: همدلي با ديگران بر اساس خودآگاهي كه خود نوعي مهارت مردمي است;

     5. تنظيم روابط با ديگران: هنر مراوده و مهارت كنترل و اداره احساسات ديگران.»6

     «خشم» يكي از نيرومندترين هيجان هاست; همچون انباري از باروت است كه ممكن است با يك جرقه منفجر گردد و به آتشفشاني مي ماند كه با گدازه هاي خود، خانمان روابط بين فردي و فرد را به آتش مي كشد. اما اگر به مهار آن اقدام كنيم و مديريت سازمان هيجان خود را به عهده بگيريم، مي توانيم با سدّ آهنين صبر، تفكر عاقلانه و عاقبت انديشي آن را كنترل كنيم و بيشترين سود را از روابط سالم بين فردي و سلامت تن و روان كسب كنيم. پس نگذاريم سيل اين هيجان پرخروش مزارع سرسبز روابط اجتماعي، شغلي و خانوادگي را ويران كند و سقف خانه هاي سلامت جسماني و رواني را پايين آورد و طعم تلخ ناكامي را به ما بچشاند.

ادامه نوشته